هوش هیجانی به زبان ساده/تفاوت هوش هیجانی در زنان و مردان

هوش هیجانی

هوش هیجانی

 

هوش هیجانی یعنی داشتن مهارت هایی برای شناخت خود و آگاهی از افکار، عواطف، احساسات و پیوستگی رفتاری.

هوش هیجانی به آن دسته از مهارت ها اطلاق میشود که

برای ارزیابی مجدد و هدایت به کارمی برید

تا باعث تغییر توانایی های شما برای تعالی، توسعه، هدایت و ایجاد احساس مثبت از زندگی شود.

هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است.

این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است.

توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تنش هاست.

عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند.

هم حسی یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست.

مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجانهای خویشتن در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنان است.

گلمن در کتاب هوش هیجانی خود به نقل از سالووی،

توصیف مبنایی خود از هوش هیجانی را درباره ی استعدادهای فردی در پنج توانایی اصلی تشریح می نماید:

شناخت عواطف شخصی:

خودآگاهی، تشخیص هر احساسی به همانگونه که بروز می نماید.

توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روانشناختی و ادراک خویشتن.

ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را سردرگم می کند.

افرادی که در مورد احساسات خود اطمینان و قطعیت دارند، بهتر میتوانند زندگی خود را هدایت کنند..

به کارگیری درست هیجان ها:

قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی است که بر حس خودآگاهی متکی می باشد.

افرادی که از لحاظ این توانایی ضعف دارند،

دایماٌ با احساس ناامیدی و افسردگی دست به گریبان هستند،

در حالی که افراد با مهارت بالا در این زمینه، با سرعت بیشتری قادرند ناملایمات را پشت سر بگذارند.

برانگیختن خود:

افراد دارای این مهارت در هر کاری که به عهده می گیرند، بسیار مولد و اثربخش خواهند بود.

برای عطف توجه، برانگیختن شخصی، تسلط به نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان ها را در دست گرفت.

حتما بخوانید  ارتباط اثربخش راه نفوذ در قلب ها/چند مهارت کاربردی برای ارتباطات

توانایی دستیابی به مرحله غرق شدن در کار، انجام فعالیتهای چشمگیر را میسر میگرداند.

شناخت عواطف دیگران:

همدلی، توانایی دیگری که بر خودآگاهی عاطفی متکی است، اساس مهارت مردم است.

کسانی که از همدلی بالایی برخوردارند،

به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته های دیگران است،

توجه بیشتری نشان می دهند.

این توان، آنها را در حرفههای تدریس، مدیریت و فروش، که مستلزم مراقبت و توجه به دیگران است، موفق میسازد.

 حفظ ارتباط ها:

بخش عمدهای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است.

این موارد توانایی هایی هستندکه محبوبیت، رهبری و اثربخشی بین فردی را تقویت می کنند.

این افراد در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز میگردد؛

به خوبی عمل می کنند.

آنان ستاره های اجتماعی هستند.

شناخت عواطف زنان کمک می کند که مردان بتوانند ارتباط بهتری با همسر خود برقرار نمایند.

زنان موجودات عاطفی هستند و نیاز دارند که به احساسات آن ها توجه شود.

محبت و عشق ورزیدن به زنان مخصوصا زمانی که در شرایط روحی بدی قرار دارند می تواند در اخلاق و رفتار آن ها بسیار موثر باشد.

 عواطف و احساسات زنان

زمانی که زن حالت روحی بدی دارد و در حالت فرود چرخه است،

یعنی زمانی که احساساتش ضعیف می شود و پس از مدتی دوباره به حالت عادی خود بر می گردد؛

بهترین زمان است که احساسات خود را پالایش کند

و عواطف و محبتش را دسته بندی و منظم کند.

اگر نتواند به پالایش احساساتش بپردازد، به مرور زمان مهرورزی او ضعیف می شود

و قدرت ابراز محبتش را از دست می دهد.

در حقیقت با سرکوب کردن احساسات کنترل شده، چرخه ی ناراحتی آن ها دچار اختلال شده،

و به شدت بی احساس و بی محبت می شوند.

عواطف مردان

مردها از لحاظ ِاحساسی، بازتر و مشخص تر از زنان گفت و گو می کنند و از بیان نیازهای خود طفره نمی روند.

آن ها به تمامی می خواهند با شور و عشق و حرارت و صبر و حمایتی که در قلب خود دارند،

حتما بخوانید  راهکارهای تفکر خلاق چیست؟/چگونه به تفکر خلاق دست یابیم؟

دریچه ی قلب شان را به سوی کسی باز کنند.

آن ها همواره در آرزوی ایند که آن دریچه، فقط قلب همسران شان باشد.

گاهاً، اما بد اقبالند و در رابطه با آن که تصّور می کنند دوستشان دارند، نقش “قربانی” را در رابطه تجربه می کنند.

برای مردان نشانه های قربانی شدن در یک رابطه، نامحسوس تر و پنهانی تر از زنان است.

مردان همچون زنان بی درنگ فریاد نمی کشند.

اشک نمی ریزند.

 شناخت عواطف مردان

مردان نیز در درون خود، آسیب پذیری را حس می کنند.

سکوت می کنند و در خود فرو می روند.

مردان کمتر تمایل دارند اشتباه کنند.

اما چنان چه چنین انجامی رخ داده شده باشد، با تمام وجودشان می خواهند که آن را بازسازی کنند.

مردان نصیحت ها و پس خوران های که شما آن را در اختیارشان قرار میدهید، نمی پسندند،

هر چند به ظاهر به آن گوش کنند. اما دروناً به آن توّجه نمی کنند.

زیرا از آن جایی که مردها احساس می کنند، باید بدانند کار درست کدام است؛

نصیحت و توصیه های شما را به عنوان نشانه ای بر بی اعتمادی شما نسبت به خویشتن تعبیر می کنند.

بنابراین از نصحیت و پند و اندرزگویی پرهیز کنید. سعدی نباشید!

نکته دوم

مردها از این که می بینند همسران شان احساساتی رفتار می کنند؛

و  هیستریکی عکس العمل نشان می دهند، از زنان عصبانی می شوند.

این گونه واکنش ها از سوی زنان هرگز از طرف مردان به رسمیت شناخته نمی شود.

شاید به ظاهر مردی در همان آنِ واحد سعی در آرام نمودن زن داشته باشد،

اما بعد از فرو نشستن طوفان، مرد از زن فاصله ی عاطفی می گیرد.

و احساس امنیت در کنار او را از دست می دهد.

و به طور طبیعی در پی راه حلی می گردد.

و چنان چه نتواند راه حلی بیابد احساس تقصیر ـ”گناه” خواهند کرد.

بنابراین هیستریکی رفتار نکنید!

اما چرا مردان از رفتارهای هیستریکی زنان آزرده می شوند؟

حتما بخوانید  مراحل مذاکره/فرایند یک مذاکره موفق در قالب 5 مرحله

مردها با این حس ناخودآگاهِ درونی رشد کرده اند، که مسئولیت و درست کردن همه ی موارد با آن هاست.

آن ها از کودکی، هنگامی که پسر بچه های کوچکی بودند، چنین شرطی شده اند .

گویی که مسئولیت همه ی موارد با آن هاست و جملاتی از این دست همواره در گوش آن ها خوانده شده:

 ”  پسرم وقتی بزرگ شی، قراره رئیس یه خانواده بشی”،

تو مرد خونه ای به من چه!

“پسرم، بابات که نیست، تو مرد خانواده ای”

،”پسرم، وقتی من نیستم تو باید از مادر و خواهرت مراقبت کنی”

پسرم، تو بعد از بابات همه کس منی. یه مردی گفتن،یه زنی گفتن.

و جملاتی از این قبیل

در این میان زنان با رفتارهای هیستیریکی خود، به طور ناخودآگاه این حس را در درون مرد به وجود می آورد،

که او باعث این وضع روحی و عاطفی شماست.

پس هم اوست که باید کنترل ماجرا را به دست بگیرد.

نخست شرایط بیروی را فراهم کند.

و دوم شما را از آن وضع رقّت آور گریستن و فریاد زدن و از این رو به آن رو شدن،نجات دهد!

مردها نمی توانند بفهمند که برگشت پذیری زنان بسیار بالاست و ما زن ها، در لحظه از این رو به آن رو می شویم.

تعبیر و ترجمه ی مردان، از کلمات و جملات، مشابه ی تعبیر ما زن ها نیست.

مردها به معنای لغوی و تحت الفظی کلمات و جملات شما فکر می کنند.

وقتی که می گویید:”دیگه صبرم لبریز شده” مرد واقعاً این طور برداشت می کند که دیگر؛”همه چیز تمام شده”.

وقتی از سر عصبانیت به او می گویید “دیگه دوستت ندارم”، مرد تصّور می کند حقیقتاً همه چیز پایان گرفته است.

بنابراین به هنگام بیان احساسات خود با یک مرد، از کلمات و واژه های دقیق تری استفاده کنید.

اما چنان چه فقط می خواهید خود را تخلیه کنید

و کلماتی به کار ببرید که هیچ اهمیتی ندارند،

قبلاً به او اطلاع دهید تا او بداند در آن لحظه با زن نامتعادلی روبروست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *