چرا به روانشناس نیاز داریم؟| فرهنگ مراجعه به روانشناس

مراجعه به روانشناس

فرهنگ مراجعه به روانشناس

شاید شما براها با این سوال مواجه شده باشید که ضرورت مراجعه به روانشناس چیست؟

اجازه بدید قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدم یه مثال برای شما بزنم.

تصور کنید بیماری سختی گرفتید و به شدت به کمک پزشک نیاز دارید،

معمولا در چنین شرایطی ممکنه کمی خوددرمانی کنید و سپس در صورت عدم بهبودی به پزشک مراجعه کنید!

دقیقا بیماری روانی هم همین شرایط رو دارند.

اما متاسفانه چون این بیماریها رو با چشم نمی بینیم و در مورد تغییر فرایندهای شناختی ست!

بسیاری از ما نمی تونیم خودمون رو قانع کنیم که برای درمان آنچه قابل دیدن نیست هزینه کنیم!

در همین راستا چند ابهام مطرح می شه و عده ای این ابهامات را دست آویزی می کنند برای اینکه به روانشناس مراجعه نکنند!

ابهام شماره 1_ روان شناس ها خودشون بیشتر به درمان نیاز دارند!

پاسخ: خب واقعیت اینه که همه وقتی که دچار بیماری روحی و روانی می شن نیاز به درمان روانشناختی دارن!

حالا چه روان شناس باشند چه روان شناس نباشند!

آیا تا بحال نشنیدید که یک متخصص قلب به بیماری قلبی دچار بشه! یا متخصص گوارش دچار کنسر معده بشه؟!

با خودمون کمی صادق باشیم!

همه آدمها از هر قشری و از هر صنفی که باشند، همان قدر که ممکنه دچار بیماری جسمی شوند به همان اندازه هم ممکنه دچار بیماری های روانی شوند!

بنابراین به همون اندازه ای که ممکنه شما دچار افسردگی بشید یک روانشناس هم ممکنه افسردگی بگیره!

البته طبیعیه که انتظار داریم یک روانشناس بتونه به خودش کمک کنه.

حتما بخوانید  منابع خلاقیت/سه منبع خلاقیت از دیدگاه برایان ترسی

ابهام شماره 2_ من چند بار پیش روانشناس رفتم اما نتیجه نگرفتم!

اجازه بدید پاسخ این ابهام رو باید اینطوری بدم که بیماری های روحی و اختلالات روانی جدا از اینکه ریشه در ژنتیک داشته باشند یا خیر، معمولا در طول زمان شکل می گیرند.

مثلا ممکنه فردی که وسواس داره، ریشه بیماریش در دوران کودکی و 6 سالگی باشه!

زمانی که تحت تاثیر مادر وسواسی اش بوده! خب وسواس او از 6 سالگی شروع شده و با اینکه الان 40 ساله است همچنان گرفتار این بیماریست!

همانطور که اگر پزشک در اولین لحظات شروع سرطان به درمان بپردازه نتیجه بهتری می گیره،

روانشناس هم اگر در اگر در مراحل آغازین بیماری روانی درمان رو شروع کنه بهتر نتیجه می گیرند

و همان طور که اگر بیماری که سرطان در بدنش پخش شده، ممکنه علم پزشکی نتونه به او کمک خاصی بکنه،

بیماری روانی هم اگر زمان زیادی ماندگار بشه درمانش سخت تره و به همان نسبت درمانش زمان برتر خواهد بود!

در نتیجه با یک یا دو دو جلسه به درمان نمی رسیم.

بنابراین در پاسخ به دوستانی که انتظار دارند با یکی دو جلسه روان درمانی نتیجه بگیرن میشه گفت:

روانشناسی درمانی ست که نیاز به عبور زمان داره چرا که بیماری در طول زمان شکل گرفته!

 ابهام شماره 3_ هزینه های مراجعه به روان شناسی خیلی سنگینه و ارزش نداره من این همه هزینه برای درمان بپردازم!

پاسخ _ بله هزینه روانشناسی ممکنه در نگاه اول سنگین باشه.

اما واقعیت اینه که هزینه روانشناسی، در حقیقت هزینه سرمایه گذاری روی سلامت روان خودمونه!

حتما بخوانید  مهارتهای مورد نیاز برای مذاکره موفق.

پیش میاد که بسیاری از ما، هزینه ای معادل شاید 10 جلسه روان درمانی رو صرف خرید لباس بابت حضور در یک مهمانی می کنیم .

اما هنوز به این باور نرسیدیم که روی سلامت روان خودمون سرمایه گذاری کنیم!

هزینه های روان درمانی، در حقیقت هزینه پنهان حال خوب خودمونه! و البته قیمتی روی سلامت روان نمی شه گذاشت!

ابهام شماره 4_ هیچ کس جز خود آدم نمیتونه به خودش کمک کنه!

پاسخ: بله درسته! هیچ کس به اندازه خود فرد نمیتونه به خودش کمک کنه!

انسان مختاره میتونه انتخاب کنه که سلامت روان رو تجربه کنه یا میتونه انتخاب کنه که در مقابل روان درمانی مقاومت کنه و مدام گارد داشته باشه!

در نظر داشته باشید که  به آدمی که در مقابل روان درمانی و روان شناسی، گارد و مقاومت داره، نمیشه هیچ کمکی کرد!

اگر حاذق ترین روانکاوان و روان درمانگران هم در مقابل او حاضر شوند، هیچ کمکی به او نمی توانند بکنن!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *